|
|
نوشته شده در سه شنبه 11 مهر 1391
بازدید : 672
نویسنده : اصغر بویه
|
|
به چشمای خودت قسم
دیگه بهت نمیرسم
وصال تو خیالیه
وای که دلم چه حالیه
یادت میاد بهارمون
دلای بیقرارمون
قایم شدن تو کوچهها
دور از نگاه بچهها
بازیهای عروسکی
آخ که چه حیف شد کودکییه کم برس باز به خودت
میخوام بیام تولدت
اونوقتا اینجوری نبود
راهت به این دوری نبود
حالا که عاشقت شدم
نیستی دیگه مال خودم؟
پاییز چه فصل زردیه
عاشقی هم چه دردیه
گم شده باز بادبادکم
تو نمیای به کمکم؟
میخوام دستاتو بگیرم
تو بمونی من بمیرم
عاشقیم نوبتیه؟
آخ که چه بد عادتیه
من نگرانم واسه تو
قبلهی دیگران نشو
اشکم به این زلالیه
دل تو از من خالیه؟
تو مه عشق تو گمم
هلاک یه تبسمم
تو شدی مال دیگری؟
چه جور دلت اومد بری؟
قفلا که بیکلید شدن
چشا به در سفید شدن
چه امتحان خوبیه
دوریت عجب غروبیه
بارون شدیده نازنین
از تو بعیده نازنین
خاطره رو جا نذاری
باز منو تنها نذاری
اونوقتا مهمونت بودم
دنیا رو مدیونت بودم
اونوقتا مجنونم بودی
کلی پریشونم بودی
قصه حالا عوض شده
صحبت یه تولده
قلبتو دادی به کسی
یه کم واسم دلواپسی؟
ستارهمون یادت میاد
دلواپسم خیلی زیاد
فقط تماشا میکنی
بعد عشقو حاشا میکنی؟
چه لطفی به من میکنی
تکلیفو روشن میکنی
میگی گذشت گذشتهها
چه راحتن فرشتهها
سر به سرم که نذاری
بگو یه کم دوسم داری؟
نمیمونی؟ من میمونم
میری یه روزی میدونم
اولا مهربونترن
اونایی که همسفرن
اشک منم که جاریه
نگه دار یادگاریه
میسپارمت دست خدا
اگه دوسم داشتی بیا
میسپارمت دست خدا
اگه دوسم داشتی بیا
واسه ما جشن تولد
یه بهونه بود همیشه
واسه ما جشن تولد
یه بهونه بود همیشه
که رو هدیه بنویسیم
دلم از تو دور نمیشه
:: موضوعات مرتبط:
نامه های عاشقونه! ,
,
:: برچسبها:
دل نوشته ,
|
|
|