|
|
نوشته شده در سه شنبه 14 شهريور 1391
بازدید : 797
نویسنده : اصغر بویه
|
|
منبع;وب تنهايي
من بودم و تنهایی و یک راه بی انتها
یک عالم گله و خدا یی بی ا دعا
گم شده بودم میان دیروز و فردا
تا تو را یافتم.. با تو خودم را یافتم
صدایت در گوشم پیچید
نگاه ت در چشمانم نقش بست
نشان دادی به من آنچه بودم
آری، با تو رسیدم من به اوج خودم
نامم را خواندی.. گفتی باران م
بارانی شد دل و چشمانم
آری بارانی شدم تا ببارم
اما ای کاش بدانی تویی آسمانم
بی تو نه معنا دارد باران
نه معنا دارد خورشید و نه رنگین کمان
ای که شبیه تر از خود به منی
بگو تا آخر راه با من هم قدمی
:: موضوعات مرتبط:
تنهايي! ,
,
:: برچسبها:
تنهايي ,
روزاي با تو بودن ,
فاصله ,
دلتنكي ,
|
|
|